می دوم در خیابان بی انتهای خیالم...
میجویم تو را در تک تک کوچه هایش
صدایت میزنم در دل این شب ..
تا قلب ناآرامم با صدایت بیاساید
خودت را به من بنما در این ظلمت....
نورانیم کن تا برایشان بدرخشم
تا بدانند و ببینند حال و روزم را ....
تا درک کنند چه عالمی دارد خیالات نا تمام من
.
.
.
.
مداد