باور داشتن فاصله ای بین شک و ناباوری است ....
کسی را نمیشناسم که مرا باور کند ..
چه کسی اهمیت می دهد؟؟؟
من در اوج ناباوری به چنان باوری رسیده ام که گفتنش آسان نیست...
کسی از وجود من خوشحال نمی شود...
اما چاره نیست چون من خود به یک خوشحالی وصف ناپذیر رسیده ام...
کسی را نمیشناسم که دلتنگ من باشد ...
اما خودم سالهاست دلتنگ خودم هستم!
.
.
.
.
مداد
آموخته ام
که بدون عشق می توان ایثار کرد
اما
بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید...
مرسی آقای امیر عباس (فرهاد)
سلام دوست عزیز
ممنون از حضورتون در ویلاگم و هم چنین دعوتتون...
نوشته هاتون و دوست داشتم..
ایجاز زیبایی دارن
براتون شادی آرزو می کنم
کثافت چقد قشنگ مینویسی!! اینهمه سال من فک میکردم یک موجود بیشعور بی احساسی،اما الان کاملا یه روی جدید از تو دیدم
خیلی خوبن.همشونو خوندم.